تفکر خاکستری

رهبران مؤثر چگونه باید خود را برای تفکر آماده کنند ؟

گفته‌اند که کار امروز را به فردا میفکن و بهترین رهبران نیز، تصمیم‌گیری امروز را به فردا موکول نمی‌کنند و نظر خود را تا مجبور نباشند، بیان نمی‌کنند. اگر می‌خواهید پتانسیل رهبری خود را بالا ببرید، باید از تفکر قراردادی دست برداشته و فکرتان را از هرگونه مشغله‌ای آزاد کنید و از خلاقیت و استقلال فکری خود، برای سازنده بودن اهدافتان استفاده نمایید.

اکثر مردم نمی‌توانند تصویر ذهنی از باورهایشان را به‌راحتی تصور نمایند و اغلب فکر می‌کنند که ایده‌شان شاید احمقانه، غلط، غیراخلاقی، غیرعملی و یا غیرقانونی به نظر برسد. مثلاً شخصی در سن 30 سالگی تصمیم می‌گیرد که تا 40 سالی پزشک شود و ممکن است حتی در پیش خود خجالت بکشد که صحنه فارغ‌التحصیلی خود را در رشته پزشکی تصور نماید.
در بسیاری از دستورالعمل‌های رهبری با مفاهیم گیج‌کننده‌ای روبرو می‌شویم، به‌طور مثال گفته‌شده که دوباره مشاهده کنید، به‌طور کامل به متخصصان اعتماد نکنید، هزینه‌های غلط را نادیده بگیرید و یا برای کسانی که برای شما کار می‌کنند، کارکنید و مثال‌های ازاین‌دست …
رهبر به‌مانند سوارکاری است که باید مهارت سوارکاری را به‌صورت حرفه‌ای آموزش‌دیده باشد و درعین‌حال بتواند به اسب خودش نیز اعتماد کند و با اسبش رابطه‌ای صمیمی و دوستانه برقرار کند، گاهی فرامی‌رسد که شما و اسبتان می‌دانید که بر روی تپه‌ای که سواری می‌کنید ممکن است مرگ در کمین شما باشد، اما بااین‌حال به همدیگر اعتماد می‌کنید و از سواری در آن تپه لذت می‌برید و حتی پیروزمندانه از سواری برمی‌گردید.
به‌طور حتم رهبرانی که خود را به تفکر خاکستری سوق می‌دهند، افراد متفاوت‌تری هستند که به طرز خارق‌العاده‌ای قادر به حفظ استقلال فکری خود با تفکر خاکستری بوده و خلاقیت فکری خود را با تفکری آزادانه تقویت می‌کنند.
عقل، تفکر خاکستری را یک توانایی و مهارت ارزشمند می‌داند تا قادر باشد تصمیمات را در اسرع وقت و به‌گونه‌ای درست، اجرا نماید؛ و در کنار آن حکمت، حکم می‌کند که رهبران باید درباره اطلاعات به‌دست‌آمده تحقیق و از صحت‌وسقم اطلاعات، آگاهی کسب نمایند و قضاوت در مورد اطلاعات به‌دست‌آمده را به‌صورت آهسته و ظریف اتخاذ نمایند و در بسیاری موارد نیازی به این‌همه حساسیت نیز نیست.
یکی از جنبه‌های تدریس رهبری که به آن عشق می‌ورزم این است که به تماشای دانشجویانی که برای یادگیری «تفکر خاکستری» به من مراجعه می‌نمایند، بپردازم. هرکدام از آن‌ها پایبند به اصول فکری خود هستند. معتقدم که خاکستری یک ویژگی فوق‌العاده و غیرمعمول بوده و نیازمند توسعه خواهد بود و این‌یکی از مهم‌ترین مهارت‌هایی است که یک رهبر کسب‌وکار باید به دست آورد.

از جنبه‌های معنوی که بگذریم، در برخورد با نوع زندگی انسان‌ها دو نوع تفکر وجود دارد:

1. تفکر باینری (صفر و یکی)
2. تفکر خاکستری

اکثر مردم دارای تفکر و قضاوت صفر و یک هستند؛ در این افراد جسور بودن مهم است و دوست دارند به‌عنوان تعیین‌کننده، سرعت تصمیم‌گیری خود را بالا ببرند. یا به‌عبارت‌دیگر، آن‌ها بلافاصله هر چیزی را به‌عنوان خوب یا بد، درست یا غلط، سیاه یا سفید، دوست یا دشمن طبقه‌بندی کنند.
اما در تفکر خاکستری، رهبر باید بتواند سایه‌های خاکستری ذاتی هر وضعیتی را ببیند تا بتواند تصمیمات عاقلانه در مورد نحوه ادامه دادن به آن موضوع را ارائه دهد.
در تفکر خاکستری هیچ فرم خاصی وجود ندارد و ماهیتش این است که از ابراز نظر در مورد یک مسئله مهم تا زمانی که تمام حقایق و استدلال‌ها و حکمت‌های مرتبط با آن موضوع برای او روشن نشده باشد، پرهیز نماید.
تفکر خاکستری توانایی نگه‌داشتن دو یا چند فکر مخالف در یک‌زمان است و درعین‌حال می‌تواند راه‌حل و نوع عملکرد به آن موضوع را خلق و در لحظه مناسب آن را به اجرا بگذارد.
برای انسان‌های عادی، تفکر خاکستری یک عمل طبیعی نیست. دیدگاه عمومی همه انسان‌ها در مورد رهبران بزرگ این است که آن‌ها انسان‌هایی باهوش و قاطع هستند که به‌شدت تحت تأثیر علاقه و جدیت خود قرار دارند.
رهبران مخصوصاً زمانی که در حالت مبارزه قرار می‌گیرند، ممکن است تفکر و عملکرد باینری آن‌ها، یک استراتژی موفق برایشان به ارمغان بیاورد؛ اما بسیاری از رهبران برجسته دنیا با تفکر خاکستری پا به میدان نبرد گذاشته‌اند. مثل گاندی، ماندلا و …
همه آن‌ها می‌دانستند که قضاوت درباره مسائل مهم تا آخرین لحظه تصمیم‌گیری امکان‌پذیر است و ممکن است حتی در آخرین لحظه تصمیم‌گیری، به اطلاعات جدیدتری دست پیدا کنند.
بی‌شک تفکر باینری برای مردم عادی در بسیاری از موارد زندگی ایشان بی‌ضرر است اما برای یک رهبر کسب‌وکار این عملکرد فاجعه‌آفرین خواهد بود.

برای تهیه کتاب جادوی رهبری خاکستری کلیک کنید

سه خطر برای رهبران با تفکر باینری وجود دارد :

1. خطر بسته شدن ذهن :

رهبر، قبل از برخورد با موضوع، عقایدش را در ذهنش پرورش داده و ذهنش نسبت به حقایق، مقاومت از خود نشان می‌دهد و عملاً ذهن رهبر بسته خواهد شد، به موارد مهم و حیاتی کمتر توجه می‌نماید و با ذهنیتی بسته در مورد سیاه یا سفید بودن موضوع، حکمش را صادر می‌کند.

عکس ذهن بسته

تفکر خاکستری اندیشیدن با ذهن باز است

2. خطر شکست ناگهانی:

در این خطر، تصمیمات زودهنگام با اطلاعات نادرست صورت می‌گیرد که در اصطلاح به آن «افراد دهان‌بین» نیز می‌گویند. مثلاً یک رهبر کسب‌وکار، خبری را به نفع یک گزاره می‌شنود و فکر می‌کند که آن گزاره صحیح است. در روز بعد، استدلال منفی‌ای علیه آن گزاره می‌شنود و تصمیم جدیدی اتخاذ می‌کند که از این لحظه آن گزاره نادرست است.
به عبارت ساده‌تر:
مثلاً آقای عاشوری به‌عنوان رهبر کسب‌وکار، تعریفی از آقای کاظمی می‌شنود و بدون تحقیق فکر می‌کند که این تعریف صحیح است؛ اما در روز بعد خبر منفی‌ای از آقای کاظمی از جای دیگر دریافت می‌کند و باز بدون تحقیق تصمیمی اتخاذ می‌کند که آقای کاظمی بدترین انسان روی زمین است.
بسیاری از رهبران شکست‌خورده، تمایل شدیدی دارند که حرف‌های آخرین فردی را که ملاقات کرده‌اند را باور کنند. به‌این‌ترتیب رهبر شکست‌خورده فوق، خود و پیروان خود را، در اختلالات ذهنی کاذبی قرار می‌دهد که خطر وحشتناکی را به همراه خواهد داشت.

برای تهیه کتاب جادوی رهبری خاکستری کلیک کنید

3. خطر امنیت اشتباهی :

در این خطر، رهبر حس می‌کند، ممکن است شدیداً از طرف اعضای گروهش موردانتقاد قرار بگیرد و برای اینکه متهم نگردد، تصمیم اشتباهی می‌گیرد.
توانایی توسعه‌یافته در تفکر خاکستری بهترین مکانیزمی است که یک رهبر می‌تواند در مقابل این نوع حمله‌ها به استقلال فکری‌اش دست پیدا کند.

تفکر باینری، توانایی‌های ما را در اجرا نمودن تفکر خاکستری بسیار محدود می‌کند، از طرفی هم هر موضوعی نیازمند تفکر خاکستری نیست و در خیلی جاها هم تفکر باینری مسائل را راحت‌تر حل می‌کند.
به‌عنوان‌مثال وقتی شما گرسنه‌اید باید غذا بخورید و نیازی به سختگیری ندارد.

در مثال بالا تفکر باینری است که می‌گوید غذا بخورید و تفکر خاکستری است که به شما کمک می‌کند تا غذای باکیفیتی را درجایی مجلل میل نمایید.
متأسفانه اکثر انسان‌ها تفکر باینری را پیش‌فرض تفکر خود قرار داده‌اند. ازلحاظ فنی دانش من هرروز در حال ارتقاء است و به این موضوع اعتقاددارم که خاکستری مشخصه لاینفک رهبران بزرگ است.

تفکر خاکستری قطعاً فکر کردن با شک و تردید نیست و هیچ‌گاه نگاه شکاکانه‌ای در موضوعی را پدید نمی‌آورد. رهبرانی که خود را به تفکر خاکستری سوق می‌دهند، هیچ‌گاه قضاوت نمی‌کنند و تمرکز آن‌ها فقط بر روی حل مشکلات است، چراکه معتقدند فقط رهبران کسب‌وکار با تفکر خاکستری می‌توانند بدون گمراه کردن کسی، به‌صورت صادقانه برای ارائه یک ایده جدید پیش‌قدم شوند.

برای تهیه کتاب جادوی رهبری خاکستری کلیک کنید

تمرین:

– نگاهی به زندگی خود بیاندازید، از تفکر خاکستری در کجای زندگی خود استفاده نموده‌اید؟ دو مورد را بر روی کاغذ بنویسید.