مثلث B-I

رابرت کیوساکی در کتاب دسیسه ثروتمندان نوشت زندگی هر شخصی به‌وسیله 8 عنصر ساخته‌شده و تحت تأثیر آن‌هاست، فرقی نمی‌کند در کدام حوزه قرار داشته باشید. اگر خواهان موفقیت در کاری مخصوصاً تجاری هستید، عمل کردن به بندبند این عناصر را به شما توصیه می‌کنیم.

عکس مثلث B-I

مثلث B -I

عنصر اول: مأموریت
هر شخصی مأموریت شخصی در زندگی دارد، این نکته اهمیت دارد که شما مشخص کنید مأموریتتان چیست و آن را بنویسید و گاهی نگاه دوباره به آن بیندازید، مأموریت شخصی می‌تواند در سطوح مختلفی اتفاق بیفتد. معتقدیم که اگر زندگی کسی فاقد یکپارچگی باشد و در راستای مأموریت زندگی‌اش قرار نداشته باشد، مشکلات رخ می‌دهد، زیربنای زندگی مأموریت شخصی و یک دلیل معنوی برای زندگی، برای همه 8 عنصر حیاتی است.

عنصر دوم: تیم
یک‌ضرب المثل قدیمی می‌گوید – هیچ مردی یک جزیره کامل نیست.
وقتی صحبت از تجارت و سرمایه‌گذاری به میان می‌آید، هیچ‌چیز مهم‌تر از تشکیل یک تیم از کارشناسان نیست (کارشناسانی از قبیل وکلا، حسابداران و…) تا به شما به دستیابی اهدافتان کمک کنند.

یک تیم، با کامل کردن ضعف‌های شما و ارتقاء قدرتتان، شمارا قوی‌تر می‌سازد. یک تیم همچنین شمارا مسئول می‌سازد و شمارا به‌پیش می‌راند.

یکی از مشکلاتی که من با مدرسه داشتم این بود که ما آموزش می‌دیدیم تا امتحانات را به‌تنهایی بدهیم. اگر در امتحانی با همکلاسی‌هایمان همکاری می‌کردم یا از آن‌ها درخواست کمک می‌کردم، نام این کار تقلب بود. به نظر من باعث می‌شود این طرز فکر باعث می‌شود میلیون‌ها نفر جزیره‌ای عمل کنند، یعنی از همکاری با دیگران بترسند. چون تعلیم داده‌اند که همکاری، چیزی شبیه تقلب است.

موفقیت ما در زندگی بستگی به کیفیت تیم ما دارد.

یک تیم عالی می‌تواند ازلحاظ روحی نیز کمک شایانی نماید یعنی اعضا معنوی در تیم می‌تواند قلب، ذهن و احساسات ما را با نیروی یک قدرت بالاتر همساز کنند. ما بدون تیم نمی‌توانیم موفق شویم.

 

عکس رابرت کیوساکی

رابرت کیوساکی

عنصر سوم: رهبر
اکثر مردم تصور می‌کنند رهبر شدن یعنی دانستن همه‌چیز و مجبور کردن دیگران برای انجام هر آنچه می‌گویند. این اصلاً درست نیست. رهبران خوب می‌فهمند که تیمشان بصیرت‌های باارزشی دارد و یک عنصر کلیدی برای موفقیت آن‌هاست.

راه رهبر شدن این است که اول یاد بگیری عضو یک تیم باشی و سپس توسعه رهبری و کار گروهی ادامه می‌یابد.

یک‌راه برای رهبر عالی شدن، ادامه فراگیری و پذیرفتن بازخورد از تیمتان است – حتی اگر بازخوردی نباشد که شما دوست دارید. (بازخوردی که مطابق میل شخصی شما نباشد.) پذیرش بازخورد برای یک رهبر شدن ضروری است.

اگر یک شخص، خانواده، تجارت یا اقتصاد آسیب می‌بیند، به خاطر رهبری ضعیف است، همان‌طور که این ضرب‌المثل می‌گوید: ماهی از سرش می‌گندد.

یک سؤال مهم این است:

در رابطه بازندگی‌ام تا چه اندازه رهبر خوبی هستم؟

شاید بخواهید درباره کیفیت رهبریتان در خانواده، در کاری که صاحبش هستید یا جایی که برایش کار می‌کنید، شهر و یا کشوری که در آن زندگی می‌کنید، بپرسید. از پرسیدن بازخورد صادقانه از خانواده، مشتری‌ها، ریس و دوستانتان نهراسید. فقط با پذیرش بازخورد و ایجاد تغییرات بازخورد و ایجاد تغییرات مثبت بر اساس آن بازخورد، می‌توانید رهبر بهتری شوید.

عنصر شماره 4: محصول
هر چیزی که ما به بازاری می‌دهیم محصول است، محصول می‌تواند کالا مثل سیب یا خدماتی مثل طراحی سایت یا چمن‌زنی باشد. محصول، چیزی است که ما در دنیای اقتصاد مبادله می‌کنیم وسیله ما برای واردکردن جریان نقدی است.

محصولات کم‌سرعت، بی‌کیفیت و بیش‌ازحد گران باعث می‌شود خانواده‌ها، تجارت‌ها، دولت‌ها رنج ببرند.

وقتی با فردی ملاقات می‌کنیم که ازلحاظ مالی در تقلاست، یکی از ابتدایی‌ترین چیزهایی که به آن نگاه می‌کنیم، محصول یا خدمات اوست. اگر این فرد برای بهبود یا ارتقاء محصولش کار نکند، درگیری مالی‌اش ادامه خواهد یافت.

همچنین اگر محصولی در راستای مأموریت کسی نباشد، این فرد ممکن است رنج بکشد.

عنصر 5: حقوقی
چه دوست داشته باشید چه دوست نداشته باشید ما در دنیای قوانین زندگی می‌کنیم. موفقیت، از درک قوانین و کار کردن به‌صورت کارآمدترین نوع ممکن بر طبق آن قوانین سرچشمه می‌گیرد- به همین دلیل است که داشتن یک وکیل در تیمتان، زرنگی است! بدون قوانین تمدن از هم می‌پاشد.

مشکلات زمانی در زندگی فرد رخ می‌دهد که او از قوانین پیروی نکند. مثلاً فردی اگر سیگار بکشد، بخورد، بنوشد و ورزش نکند قوانین جسمش را زیر پا بگذارد این فرد در سلامتی‌اش دچار مشکل می‌شود.

همین قضیه در مورد پول صدق می‌کند. شکستن قوانین برای زندگی، خانواده، تجارت‌ها یا ملت‌ها خوب نیست.

عنصر 6: سیستم‌ها
کلید موفقیت در زندگی، درک اهمیت سیستم‌های کارآمد است، بدن انسان سیستم‌های زیادی دارد که توأم باهم کار می‌کنند، اگر سیستمی کار نکند کل بدن دچار مشکل می‌شود.

در تجارت، سیستم‌های حسابداری، قانونی و ارتباطات از میان دیگر سیستم‌ها وجود دارند و در دولت سیستم‌های قضایی، بزرگراهی، رفاهی، مالیاتی، آموزشی و… وجود دارد اگر یک سیستم آسیب ببیند، کل دولت رنج می‌کشد یا درگیر می‌شود. بسیاری از افراد قوانین سیستم‌های مالی را زیر پا گذاشته‌اند یا به آن‌ها آسیب رسانیده‌اند که باعث شده در تنگنا قرار بگیرند. فرقی نمی‌کند چه میزان پول به دست می‌آورند یا چقدر سخت کار می‌کنند.

عنصر 7: ارتباطات
آنچه در اینجا به آن رسیده‌ایم کوتاهی در ارتباطات است. بسیاری از اوقات ما به دلیل ارتباطات ضعیف، نیروهای خودمان را بمباران می‌کردیم، ما اغلب این کار را در مورد خودمان انجام می‌دهیم. بخش اعظم هر کاری درباره ارتباطات، فراگیری استفاده از لغات و صحبت کردن به آن زبان است. (منظور در اینجا زبان پول است) برای اکثر مردم، زبان پول، یک‌زبان بیگانه است، اگر می‌خواهید ارتباطاتتان را با پول بهبود ببخشید، با یادگیری واژه‌های پول آغاز کنید. (منظور یادگیری دانش مالی است)

عنصر 8: جریان نقدینگی
جریان نقدینگی اغلب میزان سود و زیان نامیده می‌شود. اگر یک بانکدار بخواهد هوش مالی شمارا ارزیابی کند، از شما گزارش مالی‌تان را می‌خواهد. ازآنجاکه اکثر مردم نمی‌دانند گزارش مالی چیست، آن‌ها از شما یک فرم درخواست اعتبار می‌خواهند.

توجه شما را به بقیه مطالب آقای الفبا جلب می نمایم.