اسب مسابقه ای که هر کیلومتر را فقط چند ثانیه تندتر میدود و برنده میشود، دو برابر بیشتر از دیگر اسب های مسابقه می ارزد. در بین اسب های مسابقه ای نیز فرق بین خوب و عالی اندکی تلاش بیشتر است.

اگر بخواهم مثالی در رهبری برایتان بزنم، مثال بالا بهترین مثالی است که می توان در کسب و کار ها بکار برد. همه برای رزق و روزی تلاش می کنیم، همه از قوانین ثابتی برای کسب روزی استفاده می کنیم. اما برخی متفاوت تر برخورد می کنیم و فرق مان فقط و فقط اندکی تلاش بیشتر است.

باز می خواهم فراتر از قوانین برخورد کنم، در بین کسب و کارها، فقط و فقط اندکی هستند که رهبری را در سیستم خود پیاده سازی نموده اند و آن موقع است که سیستم رهبری آنها مانند یک اسب اصیل شناخته می شود.

آن ها آمده اند که بمانند و هدفشان الزاما پول نیست، یک مثال بارز از این سازمان ها، گوگل (GOOGLE) است که در هنگام راه اندازی گوگل، تماممی اعضا بصورت شبانه روز و عاشقانه کار می کردند تا هدف نهایی گوگل را شکل دهند.

در یک برنامه خبری که از دو صاحب کسب کار مواد خوراکی دعوت به عمل آمده بود، صاحب کسب و کار شیرین عسل با چنان انرژی مثبتی با تمام مشکلات دهه اخیر صحبت می کرد که مرا ترغیب کرد به دو شعب این برند محبوب سری بزنم. به جراعت می توانم بگویم برخورد کارکنان هردو شعبه گرم، صمیمی و مشتری مدار گونه صورت گرفت.

اغلب مدیران کسب و کارها دارای طرز فکری غلط هستند و فکر می کنند که رهبری کسب و کار باید بر روی فروش محصولاتشان مستقیما تاثیر گذاشته و فروش شرکت آن ها را در ماه اول دو چندان نماید.

نجیب ترین اسب های اصیل مسابقه نیز نیازمند مربی و سوارکاری ماهر و خبره می باشند و از همه مهمتر احساس بین سوارکار و اسب است.

رهبری یعنی تاثیرگذاری و هر چه این تاثیرگذاری عمیق تر باشد، بی شک موفقیت بالاتر می رود و همه اعضا با دل و جان برای خلق هدفی تلاش می کنند.

شاهد برخی از برندها در ایران هستم که اصیل و نجیب برخورد میکنند و خوشحالم که مشاور رهبری برخی از آن ها را بر عهده دارم.

با آرزوی موفقیت برای تمامی برندهای نجیب.